ایجاد حساب کاربری

*

*

*

*

*

*

رمز عبور را فراموش کرده اید ؟

*

بازدیدگنندگان گرامی، بخش دانلود موسیقی به سایت اضافه شد.

به کانال تلگرام ما بپیوندید:

عزت نفس در کودکان

عزت نفس در کودکان 

احساس عزت کردن نه راضی کردن خود:

هر کسی در دوران کودکی، خود را تسلیم این تصور آسوده کننده می سازد که آدمی دوست داشتنی است و هر کاری  انجام میدهد، بهترین است. ولی بچه ها نیاز دارند که دائماً از خودشان احساس رضایت کنند و در تمام اوقات از سوی همه اطرافیان مورد قدردانی و تحسین قرار گیرند. پدر و مادرها گاهی اوقات احساس می کنند که دائماً باید از فرزندشان، چه لیاقتش را داشته باشد چه نداشته باشد، دائماً تعریف کنند تا اطمینان حاصل نمایند که فرزندشان از عزت نفس محروم نخواهد ماند. البته بچه ها عزت نفس خواهند داشت.

 

بخشی از عزت نفس به اعتماد به نفس مربوط می شود. تحسین کردن یک کودک می تواند در او اعتماد به نفس به وجود آورد، ولی اگر این تحسین اصالت نداشته باشد، کودک متوجه بی پایه بودن آن خواهد شد. یکی از راه های کمک به کودک برای این که بتواند عزت نفس خود را بسازد، این است که به او کمک کنیم تا با مجموعه ای از عواطف کنار بیاید و مطمئن باشد که پدر و مادرش هم همین کار را می کنند.

کودکی که دائماً تعریف و تمجید، مثل باران روی سرش می بارد و موقعی که پدر و مادر از دستش عصبانی می شوند، هیچ درسی جز این که به او توهین شده است، نمی گیرد، صاحب عزت نفس نخواهد شد. بلکه برعکس، عصبی می شود و احساس عدم امنیت روانی می کند. ثبات و استمرار و قرار دادن حد و حدودی جدی برای عزت نفس، بسیار کارسازتر از تعریف و تمجیدهای توخالی است.

ارتقای مثبت عزت نفس:

کودکان برای انجام هر رفتار خوب و هر کار کوچکی به تحسین و تمجید نیاز ندارند. کودکی را در نظر بگیرید که والدینش به خاطر اینکه هر بار که او سرش را زیر آب می برد و بیرون می آورد، تشویق کرده اند تا به این ترتیب شنا یاد بگیرد، چنان به این تشویق ها عادت کرده که دائماً می گوید: «مرا ببینید!» در حالی که بعد از مدتی، واقعاً در این کار پیشرفتی هم نکرده است، بلکه فقط اشتهای بیشتری برای تحسین و توجه پیدا کرده است. تعریف و تحسین زیاد به روحیه استقلال و عدم وابستگی کودک نمی افزاید (هر چند قدرت تخریب آن بسیار کمتر از سرزنش و مخالف خوانی های دائمی است).

پس از این که باید از سرزنش دائمی و کوچک کردن کودک اجتناب کنید تا بتوانید عزت نفس را در او بالا ببرید، نشان دادن عشقی سرشار از لذت نسبت به او هم در این زمینه اهمیت ویژه ای دارد. این بدان معنی نیست که شما پیوسته آمادگی خود را برای جانفشانی نسبت به او اثبات کنید، بلکه از حضور او لذت ببرید، به قصه ها و جوک هایش گوش بدهید و تحسینی حقیقی و صمیمانه را نسبت به بعضی از آثار هنری یا موفقیت های ورزشی او، نشان دهید. لذت بردن از بودن با او را گاهی هم می توانید با پیشنهاد یک پیاده روی غیر مترقبه یا گردش و دید بازدیدی که قبلاً برایش برنامه ریزی نکرده بودید، بروز دهید. همچنین برخوردی محترمانه و متین نسبت به فرزند در مقابل دوستی که خیلی روی او حساب می کند و برایش ارزش قائل است، عزت نفس کودک را به شدت تقویت می کند. این یعنی به کودک بی ادبی نکردن، رفتار ناخوشایند نداشتن و نسبت به او بی تفاوت نبودن و در مقابل، مودب و دلپذیر بودن. دلیل و قانونی در دنیا وجود ندارد که به ما این حق را بدهد که چون بچه هایمان از ما کوچک تر هستند، آزادیم که به آنها بی ادبی کنیم، نسبت به آنها بی تفاوت باشیم و یا عصبانیت به خرج بدهیم.

یکی از اشتباهاتی که والدین همیشه مرتکب می شوند این است که به کودکانشان احترام می گذارند، ولی چنین چیزی از آنها طلب نمی کنند. کودکان هم مثل بزرگ ها، هنگامی که سر و کارشان با آدم هایی می افتد که به خودشان احترام می گذارند و در نتیجه از دیگران هم توقع احترام دارند، احساس راحتی بیشتری می کنند. ضرورتی ندارد که برای برآورده شدن چنین توقعی، رفتار ناخوشایند داشته باشید. هنگامی که کودکی سر میز غذا ملچ ملوچ می کند و دهانش صدا می دهد، به جای این که سرش داد بکشیم، بهتر است به او بگوییم که موقع غذا خوردن، دهانش را ببندد. احترام یک خیابان دو طرفه است.

فشار برای موفقیت:

هر چند این نکته کشف شده است که اگر به اندازه کافی تلاش کنید می توانید به یک کودک دو ساله، خواندن را یاد بدهید و یا یک کودک یکسال و نیمه می تواند کارت های شفاف را تشخیص دهد، اما انجام این کار عاقلانه نیست! بعضی از پدر و مادرها که از ابتدا و دوره نوزادی سعی می کنند اسباب بازیهای مناسب و انگیزه های ذهنی درست را در خانه و مدرسه در اختیار کودک بگذارند، آرزویی جز این ندارند که از امروزی بار آوردن یک کودک مشعشع و نابغه عقب نمانند. ولی این جور بلند پروازی های مادرانه و پدرانه، هر چند که در جامعه ای که برای هوش و پیشرفت تحصیلی بهای زیادی قائل می شود قابل درک است، کار بسیار غلطی است و می تواند نتایج وخیمی به بار آورد. ظرفیت ذهنی، فقط یک جنبه از توانایی های یک فرد است و بعید است که بتواند به تنهایی موجب موفقیت فرد در زندگی شود، مگر این که با صمیمیت، درایت و احترام به دیگران در هم آمیزد. اگر کودکی را وادار سازیم که خیلی زودتر از آنچه باید، موفق شود، هزینه های گزافی خواهیم پرداخت. برخی از این هزینه ها عبارتند از: تبدیل رابطه فرزند و پدر و مادر از رابطه عاطفی، نزدیک و صمیمی به رابطه ای پر از تنش و فشار به دلیل متمرکز شدن بیش از حد بر موفقیت های هوشی و تحصیلی و غفلت کودک از بعضی از جنبه های رشد خود، چون همه سعی او معطوف به کسب موفقیت در زمینه های خاصی بوده است.

تلاش برای بار آوردن یک «سوپر کودک»، هر چند تا حدی قابل فهم است، اما اشتباه بزرگی است که اغلب پدر و مادرها مرتکب می شوند. البته همه ما دلمان می خواهد فرزندانمان از استعدادهای خود بیشترین بهره را بگیرند و تا جایی که در توان دارند، علم بیاموزند، ولی تلاش های زودرس برای شکوفا کردن تصنعی این استعدادها، اشتباه است و گاهی آینده و سلامت روانی کودک را به شدت به خطر می اندازد. تاکنون هیچ مدرک آشکاری مبنی بر موفقیت روش فشار آوردن به کودک برای این که مراحل بعدی تحصیلی و هوشی را زودتر بگذراند تا به موفقیت های شایان قابل توجهی نائل گردد، به دست نیامده است. در همه زمینه ها شاگرد اول بودن، لزوماً به این معنی نیست که کودک در سنین بعدی بتواند از دیگرانی که از او عقب بوده اند، جلو بزند. جلو افتادن با فشار تصنعی معمولاً هزینه های گزافی را به همراه دارد. تلاش برای جهش داشتن در یک زمینه (مثلا زودتر خواندن و نوشتن را یاد گرفتن) تقریباً همیشه به قیمت عقب افتادن در زمینه های مهم دیگری چون کنار آمدن با سایر کودکان تمام می شود. هنگامی که به کودکان این امکان داده می شود که به شکل طبیعی و بر اساس توانایی های خود رشد کنند، همیشه نتیجه بهتری می دهد.

منبع: تغذیه، تربیت و مراقبت از کودک، بنیامین اسپاک، کبری قیصری، نشر معیار علم

 

 

 مطالب مرتبط:

 

اهمیت 14 ماه اول پس از تولد کودک انسان
عوامل موثر در اعتماد به نفس کودکان (دکتر فرهنگ هلاکوئی)
تنبیه کودکان (دکتر برتراند راسل)

 

بالا